-
سرگرمی برای شما.فقط برای سرگرمی
از سبک های رانندگی من !

ترافیک دیواری !

لحظه ورود مراقبین امتحانات به سالن !

برید تو کف قالیچه !

یکی از گند ترین لحظات زندگی !

حالا شما برین ادم برفی درست کنید 

خلاقیت در روز برفی !

بدو بدو حراجش کردم ! از آیفون ۵ تا نوکیا ۳۳۱۰ !
۳ تا ۱۰۰ تومن

ننه به بوس بده !

پلی استیشن ۶!

واقعا !

واسه ما سه تا در به ۱۰ هم نمیرسه !

چرا این خانوما اینقد بد برخورد میکنن !؟



خدا رحمتش کنه ! آدم خوبی بود 

چه کیفی میکنن باهم !

جدیدترین ابزار برای ریش پروفسوری !

خدایی کیا یادشونه !؟
آدامس آیدین !

بدون شرح !

اینم بدون شرح !

موسیر دیدی تا حالا !؟

کوچه اقوام مایکل شوماخر !

عشق ….

از بس که ما استعداد داریم تو تقلب !

اونایی که شانسی شار میزنن میفهمن چی شد !

ماااااامااااااااااان سووووووووسسسسسک !

آقایون خانوما شلوغ نکنین میخوام تمرکز کنم !

خیلی هوا پسه !

احساس خوبیه ولی !

شرارت از سرو روش میباره !

واقعنااااا !


90 .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
. 10درصد باقییمونده هم کامپیوتر ندارند :)))
خخخخخخخخمعلم: ۱۰ تا سیب داریم من ۹ تاشو میخورم، چند تا سیب میمونه؟
.
.
.
. .
.
.
بچه: همون یکی رو هم وردار بخور بدبخت سیب نخورده !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لامصب انقد روز خوبم نداشتیم طرز استفادش یادمون رفته
:|
.
.
.
.
.
.
اولین جمله ی مامانا در حین جمع کردن سفره ی ناهار !:))))
والا !!!!!
واسه خرجِ بیمارستانِ بابام پول کم آوردم!
18500 تومن لازم دارم...!
یه پیرمرده درآورد 200 تومن بهش داد!
پسره گفت : خواهرا ... برادرا ... واسه خرجِ بیمارستانِ بابام
پول کم آوردم ، 18300 تومن لازم دارم !
اینو که گفت کلِ مترو ترکید
ن از خنده .
خلاصه که هرکی هرچی پول خرد داشت داد بهش ..؟:))
“قدر این روزاتــــو بدون”
بعد منم محکم بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا؟
هاااااااان؟کدوم روز؟
نشون بده با دست!
زود باش دیگه!!
بگووووووووووووووووووو....
والا به غرعان.
يه معلم دين و زندگى داشتيم بش ميگفتيم رونالدينيو. به اين سمت كلاس نگاه ميكرد به اون طرفيا منفى ميداد! خيلى تكنيكى بود
یکی تعریف میکرد
داییش بعد 40 سال دانشجو شده
جلسه اول تیریپ کت و شلوار و کیف به دست رفته سر کلاس دانشگاه همه دختر پسرا تو کلاس فک کردن استاده
اینم کم نیاورده
یه ربع صحبت کرده براشون
آخرش گفته عزیزان من استادتون نیستم
ولی قول بدین چون سن و سالم ازتون بیشتره من مبصر باشم :)))







فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن
ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی
آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو
عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، 10 ساعت خواب
مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالاناصر
هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان
پاکستان : 4 ساعت کار غیر مجاز ، 8 ساعت خواب مجاز، 8 ساعت اعتراض علیه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پلیس
و اما ایران : 8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،4 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوک های رشتی و ترکی ، 4 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت
، 2 ساعت بحث در مورد سیاست


اما سئوالات !!
مسئله ۱ - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
مسئله ۲ – پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
مسئله ۳ - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله ۴ - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
مسئله ۵ - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
مسئله ۶ – من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟
(جواب ها در پایین)
....
......
.......
..........
نتونستی بگی پس برو پایین
..........
...........
................
واقعا نتونستی؟ متاسفم- برو پایین
............
...............
جواب
مسئله ۱ – راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید ” تصور کنید که راننده اتوبوس هستید.”
مسئله ۲ – همه کلاغ ها ، چون آنها فقط ” در شرف پرواز ”
هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما ۲=۳-۵ بوده
بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله ۳ – هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( “چه تعداد ” جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله ۴ - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله ۵ - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
مسئله ۶ – یک ۲۵ تومانی و یک ۵ تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید ۲۵ تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه ۵ تومانی داریم.شما با عبارت ” یکی از آنها نباید … ” فریب خوردید
دانشمندان شهر حیف نون اینا کشف کردند
“انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند” !
.
.
.
ضرب المثل جدید
“نه خوردیم نون گندم ، نه دیدیم دست مردم” !
.
.
.
دیروز به مردِ عشق گفتی : مرده !
حالا چه شده که او دلت را برده ؟
از کله من هوش و ذکاوت رفته ؟
یا اینکه به کله تو چیزی خورده ؟!
.
.
.
بس که صدا نزدی اسمم را
“جانم” ی که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !
.
.
.
توجه : امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی می بینید به شما نزدیکترند !
.
.
.
در سه حالت میتونی برای “دیگران” مهم باشی :
۱٫خوشگل باشی
۲٫پولدار یا مشهور باشی
۳٫بمیری !
.
.
.
حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”
مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”
.
.
.
یادم آید روز دیرین
خوب وشیرین
اول ترم
وقت بسیار درس اندک …
حال اینک روز آخر
روز تلخ امتحانات
آخر ترم
وقت اندک
درس بسیار ، درس بسیار ، درس بسیار !
.
.
.
توی رستوران، لیوان رو بر عکس گذاشته بودند روی میز
حیف نون می ره می نشینه سر میز، می گه:
“این چه لیوانیه که سر نداره؟!”
بر عکسش می کنه، می گه:
“چه جالب! ته هم نداره!”
.
.
.
غضنفر میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟
گارسون : آره
میگه : دونش بدین نمیره !
.
.
.
حیف نون می ره هتل
صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره
می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه…
از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…”
پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
.
.
.
سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید
دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من
که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!
.
.
.
به حیف نون میگن چرا خودکشی کردی؟ افسردهای؟
میگه نه بابا، خوبم، میخواستم تو اوج خداحافظی کنم !
.
.
.
میگن : تنبلی مادر همه عادت های بد ماست !
ولی خب به هرحال مادره و احترامش واجبه !
.
.
.
با سلام خدمت عمو زنجیر باف
یه گله ازت داشتم، شما که زحمت کشیدی و زنجیر منو بافتی
آخه مرض داشتی اونو پشت کوه انداختی !؟
.
.
.
خر کردن چیست ؟
ایجاد اعتماد به نفس کاذب در فرد ، برای انجام کاری احمقانه !
سلام ، ببخشید این موقع شب اس ام اس دادم
یه سئوال مهم برام پیش آمده:
چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من
پیشی من
موشی و ازین کلمه ها طرف خوشش میاد
امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه…؟!
مگه جفتشـون یکی نیسـتن !؟
.
.
.
جوک طولانی !
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه:
خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام!
هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم…
فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که
توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام!


































